خرید بک لینک
پسرک دورم ... یک روز هم میرسد که شاید ان روز داشته باشمت عزیزجانم یا شاید هنوز هم نعمت دست نیافتنیم باشی که بدور از هر سختی ، هر مشغله ای که حال بزرگی اش به اندازه تمام تنهایی زیاد از حد قورت داده ام باشد ؛ من زندگی ام را ساخته ام با همان ستون های محکم اعتقادات و باورهایم. ورای هر ناامیدی می ایستم و میگویم عینک خوش بینی من لحظه ای زمین گذاشته نشد و من به هر چیزی که تواناییش بود خوش نگاه کردم و خوشبختیم را چنگ زدم از لا به لای سختی هایشپسرک کوچک و نازنینم توجه نکن به حرفای مردمی که حتی از انجامادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کمالی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 21:15

ما را بُوَد این چنین حال عجیب ..نه اینکه بگویم هر چه هست زیر سر این عصر جمعه و پاییز رنگ و رو رفته باشد ، نه ! ولی این تاریکی ، خستگی و حال خراب ، همه اش گردن من نیست ، هست ؟!

برچسب: نویسنده: الینا کمالی تاريخ: يکشنبه 27 بهمن 1398 ساعت: 2:21

دل درد

چشم درد

هی خواب و بیداری

.

《 از مزخرف ترین زمان ها 》

برچسب: نویسنده: الینا کمالی تاريخ: يکشنبه 27 بهمن 1398 ساعت: 2:21

و ما اگر برای دل خودمان کاری میکردیم شاید اینجا نبودیم و این نقطه و حتی شاید آن نقطه کوری که همین الآن فکرش تند و سریع مثل جدول کشی های دو رنگی که با حرکت ماشین ، یک رنگ تازه میشوند ، رد میشود هم نبادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کمالی تاريخ: يکشنبه 27 بهمن 1398 ساعت: 2:21

نه اینکه بگویم مهمان بد است ، نه بقول باباجان مهمان حبیب خداست و چشم ما ، نه فقط میگویم نمیشود حبیب جانِ خدا وقتی ما حالمان خوب است و هی احساس آن میترای سرزنده ی زرد قناری پوش را داریم پیدایش شود ؟ درادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کمالی تاريخ: يکشنبه 27 بهمن 1398 ساعت: 2:21

تجربه کردن خیلی چیز های به ظاهر آسان!نه اینکه درس خواندن بد باشد ها نه ، اما راستش بنظرم خیلی هم خوب نبوده ، لاقل تا اینجا و برای من . قضیه دقیقا همان شد که رفتم سر مبارک را به سنگ زده و تجربه نموده و برگشتم :)) همیشه به اینکه درس خواندنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کمالی تاريخ: يکشنبه 27 بهمن 1398 ساعت: 2:21

مرسی که صدای این بنده ته چاه مونده رو شنیدی و طلبیدیم :)

چند ساعت دیگه تا تجربه بهشت ❤

حلالمون کنید واینا حرفا ؛)

برچسب: نویسنده: الینا کمالی تاريخ: يکشنبه 27 بهمن 1398 ساعت: 2:21

+میگن امروز تولدته

-آره یه چیزایی میگن :)

+یکی از کوچولوترین آرزوهاتو بگو شاید بتونم برات برآورده اش کنم

- شما دو تا از بزرگترین آرزوهای منو تا الان برآورده کردی هم اینکه سایه ات بالا سرمه و هم اینکه بردیم زیارت آقا

+قانع ترین دختر دنیایی بابا

- :)

برچسب: نویسنده: الینا کمالی تاريخ: يکشنبه 27 بهمن 1398 ساعت: 2:21

قرار بود الان کجا باشم ؟ مگه قرار نبود سر قولم باشم ؟ قرار نبود میترا شاد و سرزنده زرد قناری پوش باشم ؟ هوم ؟ تولد پارسالمو یادته ؟ قول دادم بیشتر تو دسر درست کردن غرق بشم و با آهنگای اسپانیایی بیشتر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کمالی تاريخ: يکشنبه 27 بهمن 1398 ساعت: 2:21

یک روز هم میرسد که شاید ان روز داشته باشمت عزیزجانم یا شاید هنوز هم نعمت دست نیافتنیم باشی که بدور از هر سختی ، هر مشغله ای که حال بزرگی اش به اندازه تمام تنهایی زیاد از حد قورت داده ام باشد ؛ من زندگادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کمالی تاريخ: يکشنبه 27 بهمن 1398 ساعت: 2:21

هجدهمین روز مهرماه نود و هفت ! در پیچ و تاب و سردرگمی های آینده ی کنکور ۹۸ غرق است و نمیداند راستش چگونه و از کجا خودش را جمع کند . به خودش بیاید و هدفش را قاب کند در سلول سلول ذهنش . تلاش کند و خسته ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کمالی تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 7:32

نجاتم بده از این گردابهمیشه بدم میومد از ضعف اونم این ضعف شدیدی که صدای خندهامو بلندتر کرده تا مثلا ثابت کنه همه چی  خیلی بهتره حتی ...+[ تاریخ ] دوشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۷ [ ساعت ] 22:2[ نویسنده]بیدِ مجنون ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کمالی تاريخ: سه شنبه 11 ارديبهشت 1397 ساعت: 17:50

اینکه هی بخواهم بگویم تنهایم و تنها خب درست نیست ... من مامان جان دوست داشتنیم را دارم .. باباجان مهربانم را دارم ... معصومه ی جانان را دارم... جانان جانم را دارم ...و حتی رژی جان عزیز ... خب راستش خواهرجان ها و برادر را هم دارم اما به مقدار کمتر ...

ولی من همین را هم دوست دارم ، همینکه شما خوشحالید خود عشق است عزیزجان هایم ، همینکه میخندید و خوشحالید ته حس و حال خوبِ شکر خدای را گفتن است ...

دوستتان میدارم - نقطه - ته تغاریِ خانواده


برچسبها: خواهر بزرگه هم پر

برچسب: نویسنده: الینا کمالی تاريخ: سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 19:45

پائیز رو باید دوست داشت ؛ به خاطر رنگین کمونی که با خودش میاره تو کوچه ها.. به خاطر حس قشنگی که بهمون میده.. به خاطر سمفونی خوشِ خش خش برگا.. به خاطر برگ شادی یی که روی سرمون میریزه.. به خاطر کوتاهی روزاش و بلندی شباش.. به خاطر غروبای بی نظیرش.. به خاطر هیاهوی مدرسه ای که با اومدنش باز میشه.. به خاطر قطره های بارون بی منتش.. به خاطر بوی خاک بارون خورده.. به خاطر دویدنای زیر بارون و حس نرمی برگای زیر پات.. به خاطر همهء اونایی که پائیز رو دوست دارن.. "پاییز مبارک"..
برچسبها: شد_یکماه_کامل

برچسب: نداشتنیِ, نویسنده: الینا کمالی تاريخ: سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 19:45

خالی تر از خالی . ..

تنهاتر از تنها ...

 

برچسب: نویسنده: الینا کمالی تاريخ: سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 19:45

صفحه بندی